پرواز تا بی نهایت

خرید بک لینک
" و کفی بالحلم ناصرا " نوشت و خدا کفایت میکند برای صابران ! امروز صبح این جمله رو تو آخرین پیام "شاهراه" خوندم و مثل خیلی از اتفاقات دیگه تو این روزها، انگار که تمام وجودم میخواست اون رو به فال نیک بگیرم. این مدت هر زمانی که تقویم رو چک میکنم تا ببینم چند روز از مصاحبه علمی (در واقع گفتگوی دوستانه) من با خانم Oksman میگذره، ندای درونم من رو به صبر دعوت میکنه و میگه "الصبر مفتاح الفرج". نمیدونم چرا؟ اما تو محاسبات من، از هر راهی که رو لطف و رحمت خدا حساب میکنم، برای گرفتن این موقعیت، حق رو کامل به خودم میدم و میترسم از عدم پذیرش... در ظاهر به نظر میرسه برای آینده سه راه پیشِ روی من هست، دلم میخواد ذهنم خلوت بشه تا بتونم مسیر درست رو برم و بهترین تصمیم رو بگیرم. باز دلم زمزمه میکنه "شکیبایی کلید گشایش است!" زندگی مثل همیشه جریان داره و من تمام تلاشم رو میکنم مثل یک رود جاری باشم و زلال و شفاف بمونمو من برای زندگی، تو را بهانه میکنم... پ.ن: تقریبا هر شب یک قسمت از سریال "My brilliant Friend" رو می بینم. بنظرم خیلی جالبه!  پرواز تا بی نهایت...

ما را در سایت پرواز تا بی نهایت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 163 تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 20:54

ماه بالای سر آبادی است ،اهل آبادی در خواب.روی این مهتابی ، خشت غربت را می بویم.باغ همسایه چراغش روشن،من چراغم خاموش ،ماه تابیده به بشقاب خیار ، به لب کوزه آب.غوک ها می خوانند.مرغ حق هم گاهی.کوه نزدیک من است : پشت افراها ، سنجدها.و بیابان پیداست.سنگ ها پیدا نیست، گلچه ها پیدا نیست.سایه هایی از دور ، مثل تنهایی آب ، مثل آواز خدا پیداست.نیمه شب باید باشد.دب اکبر آن است : دو وجب بالاتر از بام.آسمان آبی نیست ، روز آبی بود.یاد من باشد فردا ، بروم باغ حسن گوجه و قیسی بخرم.یاد من باشد فردا لب سلخ ، طرحی از بزها بردارم،طرحی از جاروها ، سایه هاشان در آب.یاد من باشد ، هر چه پروانه که می افتد در آب ، زود از آب در آرم.یاد من باشد کاری نکنم ، که به قانون زمین بر بخورد .یاد من باشد فردا لب جوی ، حوله ام را هم با چوبه بشویم.یاد من باشد تنها هستم.ماه بالای سر تنهایی است.سهراب سپهری  پرواز تا بی نهایت...

ما را در سایت پرواز تا بی نهایت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 150 تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 20:54

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور هان مشو نومید چون واقف نِهای از سِرِّ غیب باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور پرواز تا بی نهایت...

ما را در سایت پرواز تا بی نهایت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 171 تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 20:54

صفحه بندی